وانهاده

فدریکو فلینی زنده است. ده سال از مرگ او می گذرد، ولی قیلم های او همچنان در چرخه ی نمایش های تلویزبونی کانال های معتبر به حیات خود ادامه می دهند و همیشه فیلم های جدیدی هست که ما را یاد او بیندازد. از فیلمسازانی که آشکارا وارث او به حساب می آیند می توان به تئو آنگلوپولوس، نیکیتا میخالکوف، امیر کاستاریکا و البته جوزپه تورناتوره اشاره کرد.( البته مالنا چنان شبح کم مایه و عامه پسند آمارکورد است که آدم وسوسه می شود اسم تورناتوره را از لیست این بزرگان خط بزند). و کیست که از فلینی تاثیر نگرفته باشد؟ فیلم های او چنان بدیع، ملموس، زیبا و پر از سرخوش و انبوهی به ظاهر متناقض اند که گذر زمان را به چالش می خوانند؛ گویی این فیلم ها نمایشگر جهانی ست که موازی با جهان ما وجود دارد و آدم هایش بدون مرگ را به حیات خود ادامه می دهند( چیزی شبیه رز ارغوانی قاهره)
شماره 8 مجله هفت - مجید اسلامی
حدود چهل سال از ساخت فیلم هشت و نیم فلینی می گذرد اما از آنجایی که یکی از تاثیر گذارترین فیلم های تاریخ سینماست هنوز هم اسمش جزو فیلم های برتر دنیاست. و در نظر خواهی ده سالانه ی مجله ی سایت اند سواند سال 2002 فیلم و کارگردانش در دو لیست منتقدان و کارگردانان بین ده فیلم اول هستند.
اینکه فیلم منتخب کارگردان هاست یعنی عوام پسند نیست. یک فیلم هنری که شاید بشود صفت سهل ممتنع را برایش انتخاب کرد. وقتی برای بار اول این فیلم را نگاه می کنی شاید کمی احساس سر در گمی کنی اما برای بار دوم از سر در گم شدن خودت خنده ات می گیرد. باید خودت را رها کنی و بسپاری به جریان فیلم تا سلسله اتفاقات فیلم تورا با خودش همراه کند. فیلم داستان مرد فیلم سازی است که تحت فشار های اطراف خود نمی تواند فیلم مورد نظرش را از آب در بیاورد و مدام در رویا و زمان حال در حرکت است. روایت فیلم رفتن و برگشتن در رویا و فلاش بک های مختلف است که در ادبیات به آن جریان سیال ذهن می گوییم. فلینی توانسته این تکنیک را در فیلم - که کار بسیار سخت تری نسبت به داستان به نظر می رسد- با موفقیت اجرا کند. از نظر بصری هم این فیلم در سطح بالایی قرار می گیرد. صحنه هایی که مثل عکس در دهن بیننده نقش می بنند.
هشت و نیم یکی از بهترین فیلم هایی بود که دیدم. اگر این فیلم را دیده اید حتما نگاهی به شماره 8 مجله هفت انداخته اید. چند ترجمه ی خوب در نقد هشت و نیم گذاشته است.