*
مرد آنقدر درشت هیکل بود که در پوست خود نمی گنجید. جلوی دوربین نشسته بود و از رشادت هایش حرف می زد. گفت خیلی ها در موقعیت ما بودند اما این سعادت را نداشتند. مثلا همین آقای احمد زاده. مجری شبکه ۵ را می گفت. خیلی ها توی جنگ بودند اما من این را یک سعادت می دانم. ما با خدا معامله کردیم.
+
نوشته شده در سه شنبه
1385/06/07ساعت 11 قبل از ظهر توسط وانهاده
|