تبليغاتX
وانهاده - تصمیم ام را گرفته ام برای رفتن

وانهاده

*دست ها کشیده ، بدن خمیده به جلو، پاها جفت شده لب استخر. زیر لب، طبق عادت 1،2،3، و بعد شیرجه. آب شکافته می شود. حرکت آهسته می شود. زمان هم. زیر آب آرامش مطلق. هیچ صدایی نه. فقط آرامش. چند دقیقه بعد روی آبی. با دست ها آب را می شکافی و می روی جلو. همیشه آب پناهگاه بوده برایت. ماوایی برای فرار. آب را می شکافی و می روی جلو. دغدغه ی رسیدن نیست. فقط رفتن. صدای تلاقی دست ها با آب.

انتهای آب می نشینی لب استخر. همهمه ی شادی و آب. قطرات شیشه ای آب روی پوست تیره ات. به انگشتان کشیده نگاه می کنی.کاش می توانستی سیگاری دود کنی. انگشتها خم در کف دستها. نگاه می کنی. حالا دیگر خالی ست. هیچ چیزی در برش نگرفته. باید بروی. انگار چیزی انتظارت را می کشد. بدن کشیده ات آماده رفتن. تصمیم ات را گرفته ای. 3،2،1، شیرجه. آب می شکافد، حرکت آهسته، زمان هم. چند دقیقه بعد روی آبی. آهسته برمی گردی به پشت روی آب. پاها آرام و منظم بالا و پایین می شود. چشم ها خیره به سقف. خودت را حس نمی کنی. چه سبک شده ای. سنگینی همیشگی ات را از دست داد ه ای. بدن انگار بدون وزن. تصمیم ات را گرفته ای برای رفتن. چه خوب که بدنت را حس نمی کنی. تنها خودت هستی. یک مفهوم خیره به سقف. بی هیچ واهمه زده ای به آب.

 

 

                                           

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت 0 قبل از ظهر  توسط وانهاده  |