تبليغاتX
وانهاده - نزدیک من نیا تو!

وانهاده

این یه ترسه که همیشه می خوام ازش فرار کنم:

اگه یه جایی توی یه کوچه ی تنگ و تاریک یا یه جای پرت٬ یه مردی به من نزدیک بشه٬ من باید چی کار کنم؟

اینجور موقع ها همیشه زبونم لال می شه. درست مثل وقت هایی که تو خواب دلت می خواد جیغ بزنی٬ اما نمی تونی.

بعضی از دوستام می گن از گاز خردل استفاده کن! از این اشک آورها. بعضی ها میگن ما تو کیفمون چاقو داریم. اما من کاری که می کنم همیشه فراره. تا حالا خوش شانس بودم اما بالاخره چی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/19ساعت 10 بعد از ظهر  توسط وانهاده  |